وقتي به جاي شادي زانوي غم گرفتم 

                 در بغز هر ترانه خالي نبوده و نيست احساس من كنارت

 وقتي غريبه اي گفت :تولدت مبارك

 وقتي براي قلبت همسايه اي دگر هست

 وقتي براي اشكت هم غصه اي دگر هست

 وقتي براي ديدار وقتي براي من نيست

 وقتي براي احساس قلبي به نام دل نيست

 چرا به من نگفتي جشني براي من نيست ؟؟

 چرا به من نگفتي قلبت از آن من نيست ؟؟

 

 

 

 

اوني كه يار تو بود اگه غمخوار تو بود
قلبشو پس نميداد دل به هر كس نميداد
دل ميگفت مقدسه عشق اون برام بسه
از نگاش فهميدم كه عشق اون يه هوسه
غصه خوردن نداره گريه كردن نداره
به يه قلب بي وفا دلسپردن نداره
آخر قصه چي شد قلب اون مال كي شد؟
اوني كه از من پر گرفت چي ميخواستم و چي شد
اوني كه عاشق تو بود اگه لايق تو بود
تو رو تنها نميذاشت با خودت جا نميذاشت
غصه خوردن نداره گريه كردن نداره
به يه قلب بي وفا دلسپردن نداره