مادر
مادر خوبم تو را چگونه بستایم؟
قطرهای از وسعت دریا بگویم؟
سنگ مروارید را وصف کند؟
خار لطافت گل را بستاید؟
ظلمت روشنایی را بستاید؟
و... انسان از فرشته سخن بگوید؟
مادر مهربانم
ان گاه که اسمان زندگیم را ابر غم می پوشاند تو خورشید تابانی!
در صحرای تنهایی تو بهترین همسفری!
در انبوه علف های هرز یاس تو تنها گل خندانی!
در کویر سوزان رنج ها تو تنها سایه بانی!
در دریای پر تلاطم زندگی تو بهترین کشتیبانی!
و ... بگذار حقیقت را بگویم برای قلب من ضربانی!
مادر خوبم٬ هدیه ی من به تو تلاشم خواهد بود.
می کوشم تا همواره مایه ی اسودگی خاطر نازنینت باشم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۸۷ ساعت 22:45 توسط ملیحه
|